المحقق الدواني
43
تهليليه ( فارسى )
نيست . اگر هست ، نقص يكى لازم آيد . و اگر نيست و طرفى « 1 » ممكن ، هر دو ممكن است ، پس توان كه اراده يكى متعلق شود به طرفى و از « 2 » آن ديگرى به ديگرى . و حال اگر مراد هر دو برآمد « 3 » ، اجتماع نقيضان « 4 » و اگر مراد هيچ يك برنيامد « 5 » ارتفاع نقيضان « 6 » ، و اگر يكى برآمد « 7 » دون الآخر ، عجز « 8 » بر يكى كه خواست و نشد يا ترجيح بلا مرجح . چه مفروض آنست كه در قدرت و اراده هيچ يكى قصورى نيست . و اين برهان را به طريقى ديگر تقرير مىكنند . چنين كه چون ايشان هر دو قادر بر جميع ممكناتند ، پس اگر اراده يكى طرفى را مانع نشد از تعلق ارادهء آن دگر به طرفى ديگر . پس تعلق اراده اين دگر به آن طرف ممكن باشد و حال احد المحالات الثلاثة لازم آيد و اگر مانع شد ، ترجيح بلا مرجح لازم آيد . چه ارادهء يكى اولى نيست به منع اراده آن ديگر از عكس . و به طريقى ديگر مىگويند كه خالى از آن نيست كه ايشان هر « 9 » دو قادرند بر جميع ممكنات يا نه . ثانى باطل است ، پس اول متعين باشد . و حال لازم آيد كه هيچ ممكن موجود نشود ، چه اگر موجود « 10 » شود و « 11 » ترجيح بلا مرجح لازم آيد يا توارد علتين مستقلّتين يا عجز هر دو ، و « 12 » بيان ملازمت اخيره آنكه اگر موجود شود ، به يكى موجود شود « 13 » ، يا به هر دو ، يا به هر يكى « 14 » . و بر هر تقديرى محال « 15 » لازم آيد .
--> ( 1 ) ب : دو طرف . ( 2 ) - ب : اراده . ( 3 ) - ب : و ج : و ه : بر آيد . ( 4 ) - ب : نقيضين . ( 5 ) - ب : و ج : و ه : برنيايد . ( 6 ) - ب : نقيضين . ( 7 ) - ب : و ج : و ه : برآيد . ( 8 ) - ب : ندارد . ( 9 ) - ه : ندارد . ( 10 ) - ج : و ه : ممكن . ( 11 ) - ج : و ه : ندارد . ( 12 ) - ج : ندارد . ( 13 ) - ج : و ه : عبارت « به يكى موجود شود » را ندارد . ( 14 ) - ب : « يا به هر يكى » را ندارد . ( 15 ) - ج : و ه : محالى از آن سه محال .